
پينوشه فقط مرتكب يك اشتباه شد: در زمستان سال ۱۹۹۸ به خبرنگار نشريۀ روشنفكرى نيويوركر گفت كه به زودى سفری كوتاه خواهد داشت به لندن. بالتاسار گارزون، دادستان جسور و تواناى اسپانيايى، اين خبر كوتاه را شفاهاً دريافت کرد. معروفيت او به زمانى بازمیگشت كه فيليپ گونزالس، نخستوزير پيشين و سوسياليست اسپانيا، را به شركت در قتل رهبر جنبش جدايىطلب باسك (ETA) متهم کرد. گارزون (كه البته عضو سازمان عفو نبود اما تحت تأثير مبارزات آن قرار داشت) ظاهراً از بابت اینکه تا آن زمان فقط تعداد انگشتشمارى از كودتاگران نظامى و مسببين سركوب و اختناق در شيلی و آرژانتين به پاى ميز محاكمه كشانده شده بودند، آزردهخاطر بود. گارزون در كمين پینوشه نشسته بود، مترصد فرصتی بود تا درخواست بازداشت او را تسليم مقامات اسپانيايى کند. مابقی ماجرا را در فصل ششم «چون قطره بر سنگ» به این آدرس مطالعه کنید:
http://www.scribd.com/doc/2973934/Chon-Ghatre-Bar-Sang